حل تمرین نگارش پنجم|درس پانزدهم:کاجستان

نگارش پنجم صفحه78

1- با حروف در هم ریخته ی هر ردیف،یک واژه بسازید. 

تازیانه

رهگذران

تحمّل

2-از روی بیت هایی که کلمه های زیر در آنها به کار رفته،یک بار بنویسید.

تأمّل: گفت:«ای آشنا،ببخش مرا     خوب در حال من،تأمّل کن

اتّفاق: شاید این اتّفاق هم روزی      ناگهان از برای من افتاد.»

خطوط: در کنار خطوط سیم پیام      خارج از ده،دو کاج روییدند

3-در هر یک از جمله های زیر،واژه ی«چون»به چه معنی است؟ 

مادران چون گل های باغ بهشتند← چون یعنی: مثل-مانند

مسافرت را دوست دارم چون چیزهای جدید می آموزم. ← زیرا

دانه های شبنم چون مرواریدهای غلتان روی برگ ها نشسته بودند .← مثل-مانند

چون صدای دریا آرامش بخش بود،ساعت ها کنار آن می نشست.← به این دلیل که

صفحه79

1-با توجه به شعر درس،به پرسش هاي جدول زير،پاسخ دهيد.

نام داستان: کاجستان

شخصیت های داستان:  کاج-کاج همسایه-رهگذران-باد-ابر

داستان در چه محلّی اتفاق افتاده است؟ خارج از ده در کنار خطوط سیم پیام

داستان در چه زماني رخ داده بود؟ روزی از روزهای پاییزی

نظر شما درباره ی كاج همسايه چيست؟ کاج همسایه،یار و همراه دوران سخت بود و با مهربانی از دوستش حمایت کرد و در سختی ها او را تنها گذاشت.

2-با جابه جا كردن اجزای جمله،بيت های زير را مانند نمونه،به زبان ساده بازگردانيد.

شعر:می رسد فصل بهاری جاودان          فصلی از عطر و گل و شعر و سرود

بازگردانی:  فصل بهاری جاودان از عطر و گل و شعر و سرود می رسد.

شعر:کاج همسایه گفت با نرمی:                   دوستی را نمی برم از یاد

بازگردانی:  کاج همسایه با نرمی گفت:دوستی را از یاد نمی برم.

صفحه80

قصه ی شعر«کاجستان»را به نثر ساده بنویسید.

موضوع: کاجستان

روزی روزگاری در محلّی بیرون از دِه،در نزدیکی خطوط سیم های مخابراتی دو کاج رشد کردند.این دو سال های سال کنار هم زندگی می کردند و مردمانی که از آنجا می گذشتند همواره آن ها را به چشم دو دوست می دیدند.پس از مدّتی پاییزی سخت،فرا رسید.در یکی از روزهای آن،باد شدیدی شروع به وزیدن کرد.یکی از کاج ها از شدّت باد به لرزه افتاد و پس از خم شدن،روی کاج کناری افتاد.کاج زخمی رو به کاج کناری کرد و گفت:«ای دوست عزیزم، شرمنده که موجب رنجش و ناراحتی تو شدم. اگر اندکی مرا نگاه کنی می بینی که ضعیف شده ام و ریشه هایم از خاک بیرون افتاده است.اگر می توانی چند روزی مرا تحمّل کن تا دوباره مثل قبل شوم».کاج همسایه در جواب گفت:«ای رفیق،دوستی و آشناییمان را به این آسانی ها از یاد نمی برم.ممکن است مدتّی بعد این اتّفاق برای من رخ دهد.پس می توانی به من تکیه کنی.»

باد که شاهد این گفت و گوها بود،با دیدن مهربانی کاج آرام شد و از وزش شدید افتاد.به این ترتیب کاج آسیب دیده رفته رفته قدرت و توان خود را بدست آورد و همچون روز اوّل سرسبز و استوار گشت.

بعد از گذشت چند سال که کاج ها بزرگ شدند و میوه دادند،میوه هایشان روی زمین ریخت و جوانه زد.ابر نیز باران خود را روی سر آنها بارانید و به این ترتیب تعداد کاج ها روز به روز افزایش یافت و همین موجب شد که دهِ ما را کاجستان بنامند.

صفحه81

2-در جاهای خالی کلمه هایی بنویسید که درباره ی اسم قبل از خود توضیح دهند.

باد تندی بر صحرا می وزید و خار و خاشاک را با خود به هر سو می برد.راه طولانی بچّه شیر را خسته و بی رمق کرده بود.

غذای لذیذ مادرم را خورده بودم و توی رختخواب نرمم خوابیده بودم.

ته نهر پر از سنگریزه بود و لا به لای سنگریزه ها پر از ماهی های زیبا و رنگارنگ و کوچک بود.

پیرزن مهربان و مهمان نواز بود.

صفحه82

3-پاسخ هر سؤال را در خانه های خود بنويسيد و رمز جدول را پيدا كنيد.

1 ع و د
2 ف ر م ا ن
3 ن ک و ه د ه
4 ر ن گ ی ن ک م ا ن
5 ا ر ز ش م ن د
6 ش ج ا ع ت
7 ق ا ب

رمز جدول: امام زمان

حتما ببینید

حل تمرین انگلیسی هفتم/درس هشتم

انگلیسی هفتم ، صفحه ی ۴۵   listening and reading listen to the conversation and …

error: Content is protected !!