حل تمرین عربی هفتم|درس هشتم

حل تمرین عربی هفتم|درس هشتم

الدرس الثامن

زينَةُ الْباطِنِ صفحه 103

کانَتْ في بَحْرٍ کَبيرٍ سَمَکةٌ قَبيحَةٌ اسْمُها  «السَّمَکَةُ الحَْجَریةَُّ» وَ کانتَِ الْسَْماكُ خائفِاتٍ مِنْها. (در دریای بزرگ ماهی زشتی بود که اسم آن (ماهی سنگی) بود ماهی ها از او می ترسیدند.)هيَ ذَهَبَتْ إلیٰ سَمَکَتَینِ؛ اَلسَّمَکَتَانِ خافَتا وَ هَرَبَتا.   (او به سمت ماهی ها  رفت ، ماهیان  ترسیدند و فرار  کردند.)هيَ کانَتْ وَحيدةً دائِماً. (او همیشه تنها بود)
في يوَمٍ مِنَ الْيَاّمِ، خَمْسَةٌ مِنَ الصَّياّدينَ جاؤوا.(در روزی از روزها 5 تا از صیادان آمدند.) فَقَذَفوا شَبکََة کَبيرَةً فِي الْبَحْرِ. (و تور بزرگی دردریا انداختند.)
اَلْسْماكُ وَقَعْنَ فِي الشَّبَکَةِ. ما جاءَ أَحَدٌ لِلْمُساعَدَةِ.  (ماهی ها در تور افتادند . هیچ کس برای کمک نیامد.)اَلسَّمَکَةُ الْحَجَريَّةُ سَمِعَتْ أَصْواتَ الْسَْماكِ. (ماهی سنگی صدای ماهی هارا شنید.)
فَنَظَرَتْ إلیَ الشَّبکَةَ فَحزَنِتَْ و ذهَبَتَْ لِنجَاة الْسَْماكِ. (پس به تور نگاه کرد سپس ناراحت شد و برای نجات ماهی ها رفت.)قطَعَتَْ شَبکَة الصَّياّدینَ بسُِرعَة.ٍ (به سرعت تور ماهیگیران را پاره کرد.)
الَْسَْماكُ خَرَجْنَ وَ هَرَبنَْ جَميعا.ً (ماهی ها خارج شدند و همگی فرار کردند.)فَوَقعََتِ السَّمَکَةُ الحَْجَريةَُّ فِي الشَّبَکةِ وَ الصَّيّادونَ أخََذوها. (پس ماهی سنگی در تور افتاد و ماهیگیر ها او را گرفتند.)

کانتَِ الْسَْماكُ حَزيناتٍ ؛ لِانََّ السَّمَکَةَ الحَْجَریَّةَ وَقعََتْ فِي الشَّبکََةِ لِنجَاتِهِنَّ. (ماهیان ناراحت بودند ، زیرا ماهی سنگی برای نجات آن ها در تور افتاد.)
اَلْسَْماكُ نَظَرْنَ إلیٰ سَفينةِ الصَّيّادینَ. هُمْ أَخَذُوا السَّمَکةَ وَلٰکِنَّهُم قَذَفوها فِي الْماءِ؛ 
لَِانَّها کانَتْ قَبیحَةً جِدّاً فَخافوا مِنْها.(ماهی ها به کشتی ماهیگیر ها نگاه کردند.  آنها آن ماهی را گرفتند ولی آن را در آب انداختند زیرا بسیار زشت بود پس از او می ترسیدند.)

اَلْاسَْماكُ فَرِحْنَ لِنَجاتِها وَ نَظَرْنَ إلَيها بِابْتِسامٍ
وَ علَمِْنَ أَنَّ جَمالَ الْباطِنِ أَفْضَلُ مِنْ جَمالِ الظّاهِرِ. 

(ماهی ها برای نجات پیدا کردنش خوشحال شدند و با لبخند به او نگاه کردند و یادگرفتندکه زیبایی باطن بهتر از زیبایی ظاهر است.)

قالَ الْمامُ عَليٌّ (ع) : «زينَةُ الْباطِنِ خَيْرٌ مِنْ زينَةِ الظّاهِرِ »

امام علی گفته است: زیبایی باطن بهتر از زیبایی ظاهر است.

فعل ماضی (5) صفحه 104

1.هُم لَعِبوا. 

آنها بازی کردند.

2.هُنَّ نَظَرْنَ.

آن ها نگاه کردند.

3.هُما وَقَفا.

آن دو ایستادند.

4.هُما کَتَبَتا.

آن دو نوشتند.

 

اَلتَّمْرينُ الَْاوَّلُ صفحه 106

با توجّه به متن درس، کدام جمله صحیح و کدام غلط است؟

1. کانَتْ تِلكَ السَّمَکَةُ الْحَجَريَّةُ وَحيدَةً. صحیح

آن ماهی سنگی تنها بود.

2. اَلسَّمَکَةُ الحَجَريَّةُ ذَهَبَتْ لِنَجاةِ الأسَْماكِ. صحیح

ماهی سنگی برای نجات ماهی ها رفت.

3. کانَت السَّمَکَةُ الْحَجَريَّةُ صَغيرَةً وَ جَميلةً. غلط

ماهی سنگی کوچک و زیبا بود.

٤. اَلصَّيّادونَ ما خافوا مِنَ السَّمَکَةِ الْحَجَريَّةِ. صحیح

ماهیگیران از ماهی سنگی می ترسیدند.

الَتَّمْرينُ الثّاني صفحه 106

با توجّه به متن درس به سؤالات زير پاسخ کوتاه دهيد.

1. کَمْ صَيّاداً کانَ فِي السَّفينَةِ؟ (چه تعداد ماهیگیر در کشتی بود؟)

خمسة (5)

2. مَنْ قَذَفَ الشَّبَکَةَ فِي الْماءِ؟ (چه کسی تور را در آب انداخت.)

صیادون (ماهیگیران)

3. أَيْنَ وَقَعَتِ السَّمَکَةُ الْحَجَريَّةُ؟(ماهی سنگی کجا افتاد؟)

فی الشبکة (در تور)

٤. هَلْ زينَةُ الظّاهِرِ خَيْرٌ مِنْ زينَةِ الْباطِنِ؟ (آیا زیبایی ظاهر بهتر از زیبایی باطن است؟)

لا (خیر)

اَلتَّمْرينُ الثّالِثُ صفحه 106

ترجمه کنید.

عَرَفَ: شناخت هُنَّ عرََفْنَ: آنها شناختند.
هَرَبَ: فرار کرد اَلْوَلَدانِ هَرَبا: پسرها فرار کردند.
علَمَِ: دانست اَلطّالِباتُ ما عَلِمْنَ: دانش آموز ندانستند.
سَلمَِ: سالم ماند هُنَّ سَلمِْنَ: آنها سالم ماندند.
قَذَفَ: انداخت أَنتُما قَذَفْتُما: شما انداختید.
وَقَعَ: افتاد اَلطِّفلةُ وَقَعَتْ: کودک افتاد.
نظَرََ: نگاه کرد هُم ما نَظَروا: آنها نگاه نکردند.
نَصََر: ياری کرد اَلرِّجالُ ما نَصَروا: مردان یاری نکردند.
قطَعََ: بُريد أنَتمُ ما قطَعَْتمُْ: شما نبریدید.
عَبَرَ: عبور کرد أَنتُنَّ عَبَرْتُنَّ:شما عبور کردید.
ضَربَ:َ زد هُما ما ضََربَتا:آنها نزدند.
ذَکَرَ: ياد کرد اَلْبِنتانِ ذَکَرَتا:دختران یاد کردند.

اَلتَّمْرينُ الرّابِعُ صفحه 107

1. هٰؤُلاءِ الصَّيّادونَ …………………… شَبَکَةً فِي الْبَحرِ.

(آن  ماهیگیران تور ار در دریا انداختند.)

قَذَفوا

(جمع مذکر)

قَذَفَتا

(مثنی)

2. أُولٰئِكَ الْبَناتُ …………………… لِمُساعَدَةِ جَدَّتِهِنَّ .

(آن دختران برای کمک به مادربزرگشان رفتند.)

ذَهَبَتا

(مثنی)

ذَهَبْنَ

(جمع مونث)

3. هٰذانِ الْوَلَدانِ …………………… ِلأَخذِ الهَدایا.

(آن دو پسر برای گرفتن هدیه ها ایستادند.)

وَقَفا

(مذکر)

وَقَفَتا

(مونث)

٤. هاتانِ الْمَرأَتانِ …………………… علم ایران.

(این دو زن پرچم ایران را بالا بردند.)

رَفَعوا

(جمع مذکر)

رَفَعَتا

(مثنی مونث)

٥. کانَتْ زَهراءُ …………………… إلیٰ صَفِّها.

(زهرا به سمت کلاسش در حال رفتن بود.)

ذاهِباً

(مذکر)

ذاهِبَةً

(مونث)

حتما ببینید

حل تمرین فارسی نهم/فصل آزاد،درس پنجم:درس آزاد

فارسی نهم ، صفحه ی ۳۲ شماره ی ۹ ماندگار در آن زمان دوچرخه داشتم …

error: Content is protected !!