حل تمرین عربی هفتم|درس هفتم

حل تمرین عربی هفتم|درس هفتم

الدرس الرابع

الُْاسْرَةُ النّاجِحَةُ صفحه 95

اَلسَّيِّدُ زارِعيّ فَلّاحٌ و زَوْجَتُهُ فَلّاحَةٌ.(آقای زارعی کشاورز و همسرش هم کشاورز است) هُما ساکِنانِ مَعَ أوَلادِهِما في قَريَةٍ. (آن ها همراه با کودکانشان در روستا ساکن هستند.)  عارِفٌ أَکبَرُ مِنَ الَْاخَوَيْنِ وَ سُميَّةُ أَکْبَرُ مِنَ الُْاخْتَيْنِ. (عارف بزرگتر از دو برادرها و سمیه بزرگتر از 2 خواهرها است.)

هُمْ أُسْرَةٌ ناجِحَةٌ.( آن ها خانواده ی موفقی هستند) بَيتُهُمْ نَظيفٌ وَ بُسْتانُهُم مَمْلوءٌ بِأَشْجارِ الْبُرتُقالِ وَ الْعِنَبِ وَ الرُّمّانِ وَ التُّفّاحِ.

(خانه شان تمیز و باغشان پر از درختان پرتقال و انگور و انار و سیب است.)

حِوارٌ بَيْنَ الْوالِدِ وَ الْأَوْلادِ

گفت و گو بین پدر و پسر ها

 

الَوْالدِ: أَیْنَ ذَهَبْتَ يا عارِفُ؟

پدر: ای عارف ، کجارفتی؟

عارِف: إلیٰ بَيْتِ الْجَدِّ وَ الْجَدَّةِ مَعَ
صادِقٍ وَ حامِدٍ.عارف:  همراه با صادق و حامد به خانه پدربزرگ و مادربزرگ رفتم.
الَوْالدِ: کَیْفَ رَجَعْتُما يا صادِقُ وَ يا حامِدُ؟

پدر: چگونه برگشتید ، ای صادق و ای حامد؟

الَْاخَوَان:ِ بِالسَّيّارَةِ.

2 برادر : با ماشین

الَوْالدِ: لِماذا ذَهَبْتُمْ أَيُّها الْوَْلادُ؟

پدر: چرارفتید ، ای پسرها؟

الَْاخْوةَ: لِمُساعَدَةِ جَدِّنا.

برادر ها: برای کمک به پدربزرگمان.

حِوارٌ بَيْنَ الْوالِدَةِ وَ الْبَناتِ

گفت و گو بین مادر و دخترها

الَوْالدَِة: أَیْنَ ذَهَبْتِ يا سُمَيَّةُ؟

مادر: ای سمیه،کجا رفتی؟

سُمَيّة: إلیٰ بَيْتِ الْجَدِّ وَ الْجَدَّةِ مَعَ شَيْماءَ وَ نَرْجِسَ.

سمیه : همراه شیما و نرگس به خانه پدربزرگ و مادر بزرگ.

الَوْالدَِة: کَیْفَ رَجَعْتُما يا شَيْماءُ وَ يا نَرْجِسُ؟

مادر: چگونه بازگشتید ای شیما و ای نرگس؟

الَْاخُْتانِ: بِالسَّيّارَةِ.

2 خواهر: با ماشین.

الَوْالدَِة: لِماذا ذَهَبْتُنَّ أَيَّتُهَا الْبَناتُ؟

مادر: برای چه رفتید ای دختران؟

الَْاخوَات: لِمُساعَدَةِ جَدَّتِنا.

خواهران:برای کمک به مادربزرگمان.

 فعل ماضی (4) صفحه 97

1.أَنتُمْ عَرَفْتُم جَوابَ سُؤالي.

شما جواب سوالم را می دانستید.

2.أَنتُما بَدَأْتُما بِالْمُسابَقَةِ.

شما شروع به مسابقه کردید.

3.أَنتُنَّ سَمِعْتُنَّ کَلامي بِدِقَّةٍ.

شما کلامم را به دقت شنیدید.

4.أنَتمُا جمََعْتُما کُتُبَ الْمَکْتَبَةِ.

شما کتاب های کتابخانه را جمع کردید.

 

اَلتَّمْرينُ الَْاوَّلُ صفحه 99

با توجّه به متن درس جمله های صحیح و غلط را معلوم کنید.

1. عَدَدُ الَْولادِ وَ الْبَناتِ خَمسَةٌ. غلط

تعداد پسران و دختران 5 تاست.

2. اَلسَّیِّدُ زارعيّ مُدَرِّسُ الْکیمیاءِ. غلط

آقای زارعی معلم شیمی است.

3. أَشجارُ الرُّمّانِ في بُستانِ السَّیِّدِ زارِعيّ. صحیح

درختان انار در باغ آقای زارعی وجود دارد.

4. کانَ الحِوارُ اْلَاوَّلُ  بینَ الوالِدَةِ و البَناتِ. غلط

گفت و گوی اول بین مادر و دختران است.

5. کانَ هَدَفُ الَْولادِ وَ الْبَناتِ مُساعَدَةَ الْجَدِّ و الْجَدَّةِ .صحیح

هدف پسران و دختران کمک به پدر بزرگ و مادربزرگ بود.

الَتَّمْرينُ الثّاني صفحه 99

جمله های زیر را ترجمه کنید، سپس زیر فعل های ماضی خط بکشید.

1. یا بِنْتانِ، کَيْفَ قَرَأْتُما دَرسَکُما؟

ای دختران، چگونه درستان را خواندید؟

2. یا أُستاذُ، هَلْ سَمَحْتَ لي بِالْکَلامِ؟

ای استاد، آیا به من اجازه می دهی که سخن بگویم؟

3. أَیَّتُهَا السَّیِّداتُ، أَ سَمِعْتُنَّ صَوْتَ أَطفالِکُنَّ؟

ای خانم ها ، آیا صدای کودکانتان را شنیدید؟

٤. أَيُّهَا الطُّلّبُ، لِماذا فَتَحْتُمْ أَبْوابَ الصُّفوفِ؟    -لَِانَّ الْجَوَّ حارٌّ.

ای دانش آموزان ، چرا در کلاس ها را باز کردید؟       -زیرا هوا گرم بود.

 

قرَأَتْمُ: خوانديد هوَ ما قَرَأَ:  او نخواند.
بدَأَتُْ: شروع کردم أَنتُنَّ بَدَأْتُنَّ:شما شروع کردید.
سَمِعْنا: شنيدیم أَنتُما سَمِعْتُما: شما شنیدید.
وَصَلتْمُ: رسیدید أَنتُمْ ما وَصَلْتُم: شما نرسیدید.
سَمَحَ: اجازه داد أَنتُنَّ سَمَحْتُنَّ: شما اجازه دادید.
قطَعَْتِ: بریدی أَنتُما ما قطَعَْتمُا: شما (دو نفر) نبریدید.

اَلتَّمْرينُ الرّابِعُ صفحه 100

گزینۀ مناسب را انتخاب کنید.

1.اَلْمُعَلِّمَةُ ……………………… لي بِالْخُروجِ مِنَ الصَّفِّ .

معلم به خروج من از کلاس اجازه داد.

سَمَحَ

اجازه داد(مذکر)

سَمَحَتْ

اجازه داد (مونث)

2. أَنَا وَ صَديقي ……………………… فِي الْمُسابَقَةِ.

من و دوستم در مسابقه موفق شدیم.

نَجَحْتُ

موفق شدم 

نَجَحْنا

موفق شدیم

3. أَيَّتُهَا الُْاختانِ، أَ ما ……………………… بِالِفتِخارِ؟

ای خواهران(دو خواهر) ، آیا احساس افتخار نمی کنید؟

شَعَرْتُما

احساس می کنید (دو نفر)

شَعرَتْمُ

احساس می کنید(جمع مذکر)

٤. هوَ ……………………… من نجاحِ صَديقِهِ.

او از موفقیت دوستش خوشحال شد.

 

فَرِحَ

خوشحال شد (مذکر)

فَرِحَتْ

خوشحال شد (مونث)

٥. أَيُّهَا الَْصدِقاءُ، ماذا ……………………… ؟

ای دوستان ، چه چیزی ساختید؟

صَنَعْتُم

ساختید (جمع مذکر)

صَنَعْتُنَّ

ساختید (جمع مونث)

٦. قالَتْ أُمُّ حَميدٍ: أَنَا ……………………… .

مادر حمید گفت:من منتظر هستم.

مُنتَظِرٌ

(مذکر)

مُنتَظِرَةٌ

(مونث)

حتما ببینید

حل تمرین پیام‌های آسمان نهم/ درس دوازدهم: جهاد

پیام‌های آسمان نهم: فعالیت کلاسی صفحه 134 در آیه بالا خداوند جهاد را به یک …

error: Content is protected !!